الشيخ الطوسي ( مترجم : عبد الحسين مشكوة الدينى )
مقدمهء مترجم 4
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى )
پيدا كرده است . ( 2 ) ديگرى كتاب من لا يحضره الفقيه است ، كه ابو جعفر محمد بن على بن - الحسين بن بابويه قمى ، ملقب به صدوق ، و متوفاى 381 و مدفون به رى آن را نوشت ؛ و او كسى بود كه پدرش على بن بابويه با حسين بن روح ارتباط داشت ، و به توسط او با امام مكاتبه مىكرد . صدوق و برادرش به دعاى امام به او بخشيده شدند . ( 3 و 4 ) دو كتاب ديگر از چهار كتاب ، استبصار و تهذيب مىباشند ، كه شيخ طوسى آنها را فراهم كرده است ، و از همه مهمتر هستند ، و از كتاب بحر العلوم علامهء طباطبائى آوردهاند كه دربارهء مرجعيت شيخ در حديث و اين دو كتاب مىگويد : « اما الحديث فاليه تشد الرحال ، و به تبلغ رجاله منتهى الامال ، و له فيه من الكتب الاربعه التى هى اعظم كتب الحديث منزلة و اكثرها منفعة ، كتاب التهذيب و كتاب الاستبصار و لها المزية الظاهره باستقصاء ما يتعلق بالفروع من الاخبار ، خصوصا التهذيب ، فانه كاف للفقيه فيما يبتغيه من روايات الاحكام عما سواه فى الغالب و لا يغنى عنه غيره . دو اصل ديگر اجتهاد را كه عقل و اجماع است ، نيز شيخ در كتب اصول فقه خود ، شرح داده و اصول عقلى را براى پيشآمدهائى كه حكم آنها در كتاب و سنت به صراحت ذكر نشده ، اثبات نموده و سنديت و اعتبار آنها را براى اين موارد كه در فترت عقلى حاصل است روشن كرده ، و مورد استفاده از آنها را آشكار كرده است . و اجماع فقهاء امت در جاهائى كه برايش حكم صريح و آشكار در كتاب و سنت ، نباشد نيز يكى از اصولى است كه به حكم عقل ، سند حكم شرعى مىباشد . بنابراين او از نخستين كسانى است كه راه اجتهاد در احكام شرع را به تناسب زمانها و مكانها باز كرده ، و پايههاى استخراج احكام شرعى را مستحكم نموده ، و براى فقهاء بعد از خود اين راه را هموار كرده است . نسبت به اصول اعتقادى نيز بر مبناى اصالت عقل و استدلال منطقى كه هركسى بهرهاى از خرد داشته باشد ، و چيزى از مفاهيم عمومى انسانى بداند ، برايش قابل - پذيرش است ، پيش رفته ، و در هر چيزى ابهامى ، به نظرش ، رسيده توضيح كافى داده است . پس او را به حق مىبايست ، رئيس مطلق ناميد .